تبليغاتX
یک زندگی تازه
 هر وقت از جلوی هر بیمارستانی که رد می شم از ته قلبم دعا می کنم که خدا هیچ بنده ای رو اسیر بیمارستان نکنه و هر مریضی هم که اسیر شده سلامتیش رو بدست بیاره (آمین)

 آزمایش پاپ اسمیر رو اغلب توصیه می کنن. ولی خدا می دونه که چه دلشوره ای گرفتم تا نتیجش رو ببینم. آخه به محض اینکه جواب آزمایش رو گرفتم دیدم نوشته نمونه ها شروع به تغییرات سلولی کرده و تغییراتش هم التهابیه!!!!!

چون دیر وقت هم رفته بودم هیچ متخصص زنانی توی بیمارستان عرفان نبود و دکتر عمومی هم حسابی سرش شلوغ بود. تا بالاخره یک خانوم دکتر گلی که اونجا بود متوجه شد که من فقط می خوام بدونم نتیجه آزمایش چی می گه و این التهاب خطرناکه؟

به گفته ایشون تنها با دارو برطرف می شه و اصلاً چیز مهمی نیست. خدا جونی ممنونم

این هفته توی شرکت تولد دو تا از همکارم بود. منم شبش با مامانم رفتم و براشون دو تا هدیه یک جور خریدم . چون از مدل قابلمه سرامیکیش خوشم اومد یکی هم برای خودم خریدم .

*********************************************************************

دوستای گلم بابات پیغامهای نازتون ممنونم. ببخشید اگه نرسیدم بعضی هاش رو جواب بدم. در اولین فرصت مهربونیهاتون رو جبران می کنم. برای همتون بهترینها و سلامتی رو آرزو دارم

+ نوشته شده در  88/08/13ساعت   توسط   | 

 خانوم خونه یک زندگی تازه، زیاد اهل گردش و مسافرت نیست. بدش نمی یادها .ولی ترجیح می ده بعد از یک هفته کاری آخر هفته رو توی خونه بمونه و به کارهای عقب افتادش برسه ولی ۱۸۰ درجه اون ورتر :  آقای خونه یک زندگی تازه قرار داره . حاضره  با کلی مشغله و خستگی حتی یک ساعت وقت استراحتش رو هم بیرون از خونه بگذرونه

خانوم خونه هم اغلب هیچ کدوم از بهونه هاش نمی گیره و خلاصه روونه گردش می شه ( البته بعدش کلی بهش خوش می گذره ها  )

آخر این هفته هم به همراه دوستای همسری که ده نفر می شدیم ، رفتیم تاتر کمدی (بیشترش رقص و موسیقی).  از ساعت نه شب تا یک بامداد خیلی خیلی خوش گذشت. یک تنوع خوبی بود. بعد از اون هم رفتیم رستوران شیز و خلاصه سه نصفه شب برگشتیم 

یک زندگی تازه اولین تجربه بیرون رفتن، در حالی که مسئولیت پخت غذا روهم داشت ، تجربه کرد.

 

+ نوشته شده در  88/08/02ساعت   توسط   |